برای پدربزرگ"زندگی" جالب است . آردِ حلوای "بیست و سومین" سالگرد فوت پدربزرگ را نوه ی "بیست" ساله اش میخرد . بیست و سه سال که هیچ . دویست هزارسال است که بشر دارد با مفهوم "فقدان" سروکله میزند . آدمها بعد از مرگ کجا میروند ؟ پاسخی هست ؟ اصلا این پرسش باید باشد ؟ روحش(؟) شاد . کلاس زیستمعلم زیست شناسیمان نکته ی جالبی درباره ی "انسان" گفت . گفت انسان ها در اوائل پیدایش خود توانایی زیادی برای بقا داشتند . این توانایی را تا حدی مدیون "راست قامتی" شان بودند . انسان برخلاف خیلی ازحیوانات ، روی دو پا می ایستد ؛ پس قدش بلند تر میشود و میتواند فاصله بیشتری را ببیند و میدان دید فراخ تری داشته باشد . به این صورت بهتر میتواند از خطر حضور حیوانات وحشی و سایر تهدیدات موجود در پیرامونش آگاه شود .وقتی این جوری به انسان نگاه میکنی انگار چیزی درونت فرومیریزد . ساعت ساز نابینامیخواستم یک ساعت مچی جدید بخرم . از خانه بیرون زدم . پدرم که به قول خودش یک ساعت شناس قهار است ، همراهم آمد . هوا سرد بود و پیاده روی مرکز شهر مزدحم . مردم گرمِ خرید لباس های زمستانی بودند . من و پدرم ویلان وسیلان از این ساعت ملغمه...
ما را در سایت ملغمه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 23 تاريخ: پنجشنبه 20 آبان 1395 ساعت: 20:12